بازگشت به صفحه اول

   

 
 

گزارشات متعدد از اعدام های دسته جمعی در زندان وکیل آباد مشهد

صدها نفر در انتظار اعدام در مشهد

۳ آبان ۱۳۸۹

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران امروز اعلام کرد قوهء قضاییهء ایران باید بلافاصله نسبت به توقف کلیهء اعدام ها در زندان وکیل آباد مشهد اقدام نماید و پاسخ شفافی در مورد اخبار معتبر  که  تعداد بسیار زیادی اعدامهای مخفیانه در این زندان صورت می گیرد ارائه نماید.

کمپین دائما در حال دریافت گزارشات معتبر از زندانیان سابق زندان وکیل آباد است که در خصوص اعدام های گروهی متعدد و ناگهانی زندانیان گواهی می دهند.  منابع قابل اعتماد نشان می دهند که ظرف سال گذشته، اعدامهای متعدد و وسیع داخل زندان وکیل آباد  صورت گرفته اند و حداقل ۶۰۰ نفر زندانی نیز منتظر اجرای ا حکام اعدامشان می باشند.

طبق آخرین گزارشات واصله، در تاریخ سه شنبه ، ۲۰ مهر ۱۳۸۹، ده زندانی در وکیل آباد اعدام شده اند.  تعداد اعدامهایی که رسما توسط مقامات اعلام شده اند، بسیار کمتر از آمار واقعی است.  سازمان عفو بین الملل گزارش می دهد که بنا بر اخبار منتشر شده در روزنامه های ایران حد اقل ۳۸۸ اعدام در سال ۲۰۰۹  انجام شده است.

آرون رودز، سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر ایران گفت:  “این گزارشات در خصوص اعدامهای زندان وکیل آباد نشان می دهد که ایران به اعدام تعداد بسیار بیشتری از آنچه در حال حاضر تخمین زده میشود، مبادرت می ورزد.”

وی افزود: “چون سیستم قضایی ایران نسبت به اجرای احکام اعدام به اندازهء کافی شفافیت ندارد، قوهء قضاییه می باید درخصوص آنچه در میان محکومین اعدام در زندان وکیل آباد می گذرد یک گزارش کامل ارائه کند.”

مقامات ایران در خصوص اجرای احکام اعدام آماری ارائه نمی کنند، اسامی صدها متهمی که همه ساله  اعدام می شوند  را اعلام نمی کنند و جرایمی که متهمان بر اساس آن مجرم شناخته شده اند را مطرح نمی سازند.  چندین زندانی سابق زندان وکیل آباد گزارش داده اند که مقامات تلاش در محدود ساختن مجاری اطلاعات در خصوص اعدام های گروهی از داخل زندان را داشته اند.

یک زندانی سابق زندان وکیل آباد در خصوص اعدامهایی که در این زندان اجرا می شوند به کمپین گفت:  “خانواده ها، وکلا و زندانیان محکوم به اعدام نه تنها حکم کتبی اعدام را بعد از صدور دریافت نمی کنند بلکه هیچ کدام از زمان اجرای حکم اطلاع ندارند چه برسد به این که در محل اجرای حکم اعدام حضور پیدا کنند. فردای روز اعدام با پرداخت پول طناب اجساد را تحویل می گیرند.”

این زندانی سابق به کمپین گفت:  ” زمانی که می خواهند حکم اعدام را اجرا کنند تلفن زندان در ساعت ۴ قطع می شود تا هیچ کس نتواند به بیرون اطلاع دهد، هواخوری های تخلیه می شوند و همه زندانیان به جز وکیل بندها که خودشان نیز زندانی هستند به داخل بند هدایت می شوند. در این لحظه همه می دانند که زمان اجرای احکام اعدام است…. تا لحظه ای که اسامی خوانده نشود کسی نمی داند نوبت کیست…. بعد ریاست حفاظت زندان (علیزاده)، قاضی زندان (انوری) و معاون دادستان یا خود دادستان به داخل بند رفته و با همکاری نگهبانان نام افراد را خوانده و آن ها را به بیرون از بند می فرستند.”

آرون رودز پرسید:  “ما نگران هستیم که اگراین اعدام ها واقعا در زندان مشهد در حال وقوع هستند، آیا در زندان های دیگر نیز اعدام های پنهانی در حال اجرا هستند یا نه؟”

منابع کمپین گزارش داده اند که در زندانها افرادی که “وکلای بند” هستند و در واقع خود نیز از زندانیان هستند، اجازه دارند تا در مراحل پیش از اعدام حضور داشته باشند.  “بعد از اجرای احکام و اتمام اعدام اسامی افراد به دلیل ممنوع نبودن حضور وکیل بندها در مراحل قبل از اجرای حکم، نام و تعداد اعدامیان فاش می گردد و اکثر زندانیان متوجه می شوند.”

یک زندانی سابق در خصوص یک اعدام دسته جمعی که در اوایل آبان ماه سال ۱۳۸۹ صورت گرفت گفت:  ” به دلیل حضور در بند ۱-۶، بنده توانستم تعداد اعدامیان (۴۶ نفر) و انجام غسل و نوشتن وصیتنامه را به چشم خود ببینم که بعد از انجام این مراحل به محل اجرای حکم اعدام منتقل شدند.”

طبق گزارشات متعدد، اکثر زندانیانی که در زندان وکیل آباد در انتظار حکم اعدام به سر می برند، در ارتباط با جرایم مربوط به مواد مخدر محکوم شده اند.  بعضی از آنان گفته اند که شکنجه شده اند و تحت فشار وادار به اعترافات شده اند، اما قضات پرونده، به ادعاهای آنان مبنی بر اعترافات تحت فشار ترتیب اثر نداده اند.

احمد قابل، یک محقق دینی و منتقد دولت که در زندان وکیل آباد زندانی بود به کمپین گفت:  ” آمارهایی که سرجمع خودم در این سه ماه داشتم بیش از پنجاه نفر بود… اینکه می گویم بیش از پنجاه نفر برای اینکه می خواهم عددی حتی به اندازه یک نفر هم بیشتر نگفته باشم. اگر بخواهم یک مقداری به خبرهای دیگران هم توجه بکنم و آنها را هم اضافه کنم شاید بیش از اینها خواهد بود.”

احمد قابل اضافه کرد: “به نظرم می آید که (مقامات زندان وکیل آباد)  به خاطر اینکه پرهیز می کنند از اینکه برای خودشان هیاهو و جنجال در سطح جهانی ایجاد کنند این کار را انجام می دهند و اعلام نمی کنند.”

پس از آزاد شدن در خردادماه، احمد قابل موضوع اعدام های پنهانی در زندان وکیل آباد مشهد را مطرح کرد.  در تاریخ ۱۷ شهریور،  احمد قابل به دادگاه انقلاب فریمان احضار و بازداشت شد.  همسر آقای قابل به کمپین گفت که او و همسرش باور دارند مقامات در پاسخ به بیانات احمد قابل در خصوص اعدام های زندان وکیل آباد وی را  دستگیر کرده اند.

در اسفند ماه سال ۱۳۸۸، در خلال بررسی دوره ای وضعیت ایران در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، چندین کشور عضو سازمان ملل متحد شامل برزیل، آلمان و اسلواکی، خواستار آن شدند که ایران  مجازات اعدام را متوقف نماید.  در دی ماه ۱۳۸۸، سازمان ملل متحد در قطعنامهء شمارهء ۶۴/۱۷۶ خویش در خصوص “تعداد موارد زیاد و رو به افزایش اعدام  در غیاب پادمان های شناخته شدهء بین المللی” ابراز نگرانی کرده و خواستار این شد که ایران اعدام در ملع عام، اعدام مجرمان خردسال، و اعدام از طریق سنگسار را ملغی نماید.”

کشور ایران پس از چین، سالیانه بالاترین تعداد اعدام افراد در جهان را داراست.  در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، تعداد اعدام ها در ایران به نحو خیره کننده ای افزایش یافته است.  در آغاز دوران تصدی وی در سال ۲۰۰۵، ایران ۸۶ زندانی را اعدام کرد، اما متاسفانه این رقم در طی سالهای اخیر  افزایش گسترده داشته و در سال ۲۰۰۹ به  ۳۸۸ نفر رسید.

----

زندانی سیاسی در دادگاه هفت دقیقه ای به اعدام محکوم شد

خبرگزاری هرانا: سید سامی حسینی زندانی سیاسی محکوم به اعدام هم اکنون در زندان مرکزی ارومیه در انتظار اجرای حکم بسر می برد، وی در زمان بازداشت به شدت مورد شکنجه قرار گرفته است تا به آنچه دستگاه امنیتی برای سناریوی خود نیاز دارد اعتراف نماید.

گزارشگر هرانا در همین مورد با یکی از بستگان نزدیک وی گفتگویی را انجام داده است که به شرح زیر است:

آقای حسینی دقیقا در چه تاریخی بازداشت شدند؟

ایشان در مورخه 14/3/87 در ایست بازرسی شهید شیرازی در جاده اصلی سلماس توسط اداره اطلاعات سلماس بازداشت می شوند.

نحوه ی بازداشت ایشان به چه صورت بوده؟

در ساعت چهار و نیم صبح هنگامی که با ماشین یکی از دوستان خویش به همراه آقای حسام الدین محمدی، یکی از هم جرمان ایشان، توسط ماموران ایست بازرسی از انها درخواست مدارک میشود در حالی که ایشان میخواهند مدارک رابدهند به طور ناگهانی مورد حمله ماموران قرار میگیرند و مورد ضرب و شتم قرار میگیرند در عرض چند ثانیه ایشان بیست الی سی مامور را با اسلحه های اتوماتیک مشاهده میکنند و در عین حال دست و پای ایشان را می بندند و به اداره اطلاعات سلماس انتقال می دهند.

در مورد برخورد بازجویان و شکنجه هایی که احیانا در طی مدت بازداشت به ایشان روا شده است، لطفا بیشتر توضیح دهید.

ایشان همان لحظات اولیه که به اداره اطلاعات سلماس انتقال دادند بدون اینکه تفهیم اتهام بشوند مورد شکنجه های شدید جسمی قرار می گیرند شکنجه های مانند: وصل جریان برق یعنی شک الکتریکی، آویزان کردن، و بستن به میله گازو شلاق زدن به کف پا به طوری که سامی همان روز اول در اداره اطلاعات سلماس بیهوش می شود و به بیمارستان امام خمینی در شهرستان ارومیه انتقالش میدهند ومدت پنج روز در این بیمارستان بستری میشود و به مدت 13 روز هم در بیمارستان خصوصی اداره اطلاعات استان اذرباییجان غربی بستری میشوند ایشان به مدت 17 روز در اثر شکنجه های شدیدی که در هفته اول در اداره اطلاعات سلماس صورت میگیرد در حالت بیهوشی بسر میبرند و به طوری که هنوز هم اثار شکنجه های وارده مشهود است که کتف سمت چپ اقای سامی حسینی بر اثر اویزان کردن به اندازه بیست سانتی متر باز می شود که هنوزهم آثار آن موجود است و به مدت سه ماه و پنج- روز تحت بازداشت بودند به طوری که این دو را به زندان سلماس تحویل میدهند مسئولان زندان از قبول نمودن آن ها خودداری میکنند چرا که به طرز فجیحی شکنجه شده بودند و مسئولان زندان می ترسیدند که آن ها جان خود را از دست دهند؛ بعدا اداره اطلاعات سلماس نامه ای کتبی به زندان میدهد و زندان ایشان را قبول می کنند.

ایشان در مجموع چه مدت در سلول انفرادی محبوس بودند؟

به طور کلی 3 ماه و پنج روز در انفرادی بودند.

اتهاماتی که نسبت به ایشان در دوران بازجویی مطرح شده، چه بوده؟

اتهاماتی که از اول در مورد ایشان مطرح شد همکاری با گروه های مخالف بوده است و بعد از 44 روز که ایشان تحت بازداشت بوده اند ظاهرا در یکی از مناطق مرزی سلماس یک بمبی منفجر می شود و پس از این مدت اتهام بمب گذاری نسبت به ایشان مطرح شده است و ایشان به اتهام بمب گذاری در مسیر نیروهای سپاه پاسداران بازجویی شد.

آیا ایشان این قبیل اتهامات را پذیرفتند؟

نه خیر ایشان هیچ یک از اتهامات خود را علی رغم شکنجه های جسمی قبول نکردند.

آقای حسینی در چه زمان محاکمه شدند؟

ایشان در مورخ 14/9/87 در شعبه یک دادسرای انقلاب خوی محاکمه می شوند و علی رغم اینکه وکیل هم داشتند ولی آن وکیل از طرف وزارت اطلاعات تهدید میشود که این متهمان بر ضد انقلاب هستند و نباید به طور کامل از اینان دفاع کنند.

آیا در دادگاه، ایشان حق دفاع از خودشان را داشتند؟

ایشان در یک دادگاه 7 الی 8 دقیقه ای محاکمه شدند و قاضی پرونده با استدلال به اینکه ایشان خودشان وکیل دارند و وکیل ایشان باید لایحه دفاع را به قاضی بده و نمیگذارند ایشان هیچ حرفی بزنند و از خودشان دفاع بکند.

درخواست تجدیدنظر هم به دادگاه ارائه شده؟

بله ایشان در مورخ 21/9/88 درخواست تجدید نظر می کنند و این درخواست در دادگاه تجدیدنظر استان اذرباییجان غربی توسط شعبه 10 تجدید نظر تایید میگردد در حالی که دادگاه تجدید نظر استان صلاحیت رسیدگی به احکام بالای 10 سال را ندارد و این خلاف قانون دادگاه کیفری می باشد.

اشکلات حقوقی این پرونده از نظر شما چه بوده؟

از اشکالات اساسی این پرونده یکی این است که ایشان به اتهام محاربه محکوم به اعدام شده اند اتهام محاربه از دو طریق اثبات میگردد یکی اینکه با یک بار اقرار فرد متهم به شرط اینکه اقرار با خط خود و بدون فشار بر متهم باشد و دوم اینکه شهادت دو فرد عاقل و بالغ. حال تنها دلیلی که در پرونده برای محاربه موجود بوده است، شهادت شهود بوده است اما هنگامی که در مورخ 28/9/88 پرونده را برای بررسی به دادگاه تجدید نظر استان می فرستند شهود در دادگاه حاضر نشده بودند و این از اشکالات اساسی پرونده بوده است.

 

 
 

بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام

 

ارسال به: Balatarin بالاترین :: Donbaleh دنباله :: Twitthis تویتر :: Facebook فیس بوک :: Addthis to other دیگران