بازگشت به صفحه اول

 

 
 

کدام ۱۰درصد؟ این داستان بسیار عجیب است؛ باور کنید

دیروز محمود احمدی‌نژاد دوباره پرونده رشد اقتصادی را باز کرد و این بار بر خلاف نظر همکارانش در هیات دولت و حتی نهادهای بین‌المللی گفت رشد اقتصادی ایران ۱۰درصد است. پیش از این قائم‌مقام بانک مرکزی در پاسخ به صندوق بین‌الملل پول رشد اقتصادی ایران را برای سال گذشته ۳/۴ درصد اعلام کرد. صندوق بین‌الملل پول، نیز رشد اقتصادی ایران را در دو اپیزود، برای سال ۸۹ صفر ‌و ‌برای سال‌جاری نیز یک درصد اعلام کرده بود. سخنان آقای رییس‌جمهور بدون شک موجب شادمانی است اما پیش از آن چند پرسش وجود دارد که ‌ای کاش مسوولان دولتی به آن‌ها پاسخ بگویند.

تبصره: پرسش‌ها به تعداد اندکی از میان گروه بزرگی از چالش‌های اقتصادی انتخاب شده‌اند. بدون شک می‌توان علامت سوال‌های فراوانی برای چرایی پرش ناگهانی رشد اقتصادی به سمت ۱۰ درصد مطرح کرد.

یک: چگونه می‌شود در اقتصادی که تا بن دندان به درآمدهای نفتی مجهز است و بدون دلارهای نفتی بدون شک زانو بر زمین می‌زند، رشد اقتصادی یک‌مرتبه تا چند برابر صعودی شود؛ البته این چرایی از این رو مطرح می‌شود که ظاهرا (طبق گفته مدیر عامل شرکت ملی نفت) در سال‌های ۸۸ و ۸۹ در مجموع ۲۵‌هزار بشکه از تولید روزانه نفت کاسته شده است. پیش از این مدیر نفتی، یک نماینده مجلس میزان افت تولید نفت را ۷۵هزار بشکه در روز اعلام کرده بود. اگر قیمت هر بشکه نفت را صد دلار محاسبه کنیم، در واقع طی سال‌های ۸۸ و ۸۹ به ترتیب هر سال ۹۰۰‌میلیون دلار از درآمد نفتی ایران کم شده است.

از سوی دیگر اگر سخنان یکی از نمایندگان مجلس را ملاک قرار دهیم و بپذیریم هر روز ۷۵ هزار بشکه از تولید نفت ایران کاسته شده است، در واقع دو سال متمادی، هر سال دو میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار از درآمد نفت ایران کاهش یافته است. در این دو سال اما میزان صادرات غیرنفتی نیز آنچنان افزایش نداشته است که بتواند گره از تن رشد اقتصادی باز کند. در سال‌های ۸۸ و ۸۹ نیز مثل سال‌های قبل، تراز تجاری کشور منفی بوده است. یک بند دیگر باید به این پرسش اضافه کرد و آن هم اینکه، افت تولید نفت نشان می‌دهد وضع سرمایه‌گذاری در صنایع نفتی نیز مطلوب نبوده است.

دو: کار‌شناسان می‌گویند دامنه ورشکستگی در ایران گسترده است. این مساله جدا از روابط سنتی حاکم بر بازار ایران تا حد زیادی ناشی از عملکرد منفی منحنی اقتصاد ایران است. وقتی رشد اقتصادی افزایش می‌یابد یا کشش صعودی دارد، بدون شک فضای کسب‌وکار نیز باید در مسیر صعود قرار گیرد اما در حال حاضر ادعای رشد اقتصادی در حالی مطرح می‌شود که مراکز رسمی می‌نویسند، هر روز ۱۶ هزار چک در ایران برگشت می‌خورد. در سال گذشته تعداد چک‌های برگشتی به حدود شش میلیون برگ رسید. اگر به طور میانگین میزان هر یک از این چک‌ها را پنج میلیون تومان حساب کنیم، باید گفت که در سال گذشته ۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۳۰ تومان چک در اقتصاد ایران برگشت خورده است. شما بهتر است این رقم درشت با صفرهای متعدد را خودتان بخوانید. حالا دوباره فرض کنید ۶۰ درصد این رقم مربوط به داد و ستد بر سر کالاهای بدون استهلاک باشد که در تولید ناخالص داخلی سال ۸۹، محاسبه شده است. به عبارتی ۶۰ درصد رقم مزبور از تولید ناخالص داخلی کم شده است.

سه: بخش مسکن به‌عنوان نمونه‌ای برای توجیه رشد اقتصادی همیشه از سوی دولتی‌ها مورد استقبال قرار گرفته است و البته از بخش‌های پیشرو در حوزه اقتصاد بوده است. رکود حاکم در بخش مسکن طی همین چند سال گذشته کار را به جایی رساند که وام‌های ۱۸ میلیون تومانی مسکن با قیمت‌های نازل به فروش می‌رسد اما در بسیاری از مواقع فروشندگان وام مسکن به خاطر فقدان مشتری گله می‌کردند. در مورد بازار مسکن زیاد نباید سخن گفت، چون آنقدر در بطن اقتصاد و در میان مردم دست به دست شده است که همه به خوبی می‌دانند در این بازار چه خبر است. چند سال پیش دولت ۲۰ هزار میلیارد تومان وام زود بازده برای ایجاد اشتغال پرداخت کرد که حجم زیادی از آن‌ها راهی بازار مسکن شد ولی با این وجود همچنان رکود با تورم گره‌ای بزرگ در بازار مسکن دارد. جالب اینجاست که کار‌شناسان می‌گویند: ۱۴ هزار میلیارد تومان نقدینگی از بازار مسکن خارج شده است. باور کنید نمی‌توان به سادگی حرف آن‌ها را رد کرد. سفته‌بازی در بازار طلا و ارز در چند ماه گذشته به خوبی نشان داد که فقط سیاست‌های بانک مرکزی ناکارآمد نیست بلکه بازار مسکن هم مسیر را برای فرار باز کرده است.

چهار: سخن به تولید که می‌رسد، تاسف پای خود را دراز و سایه‌اش را روی همه چیز پهن می‌کند. تولید‌کنندگان، داغداران اقتصاد ایران هستند. هر تصمیمی که در پشت درهای بسته اقتصاد دولتی گرفته می‌شود دودش در ‌‌نهایت به چشم صنعت می‌رود. در حال حاضر نیز قیمت‌گذاری‌های دستوری و چه باید کردهای اقتصادی، بعد از اجرای طرح‌های تحولی دمار از روزگار تولید درآورده است. تولید‌کنندگان می‌گویند اگر به اندازه افزایش قیمت سوخت، هزینه تولید بالا رفته باشد کار برای ما سخت شده است، چون اجازه نداریم قیمت‌های خود را افزایش دهیم. البته ادعای آن‌ها در فراگرد تعاریف اقتصادی گزاف نیست.
پرداخت‌های نقدی به مصرف‌کنندگان اقتصاد (با هر عنوانی) تقاضای کل را افزایش می‌دهد. اگر به موازات این تقاضای کل، مواد اولیه برای تولید فراهم نباشد یا جریان نرخ‌گذاری‌های دولتی از چارچوب بازار عدول کنند به طور طبیعی تولید نمی‌تواند همپای تقاضا حرکت کند و آن وقت دولت نفتی آغوش روی واردات باز می‌کند، یعنی‌‌ همان اتفاق تکراری واردات، این بار با مقیاس بزرگ‌تری شکل می‌گیرد. در این فضا، صعود ناگهانی رشد اقتصادی فرضیه‌ای محال است.

از سوی دیگر اگر فرض کنیم هر بنگاه اقتصادی به طور متوسط روزی ۲۵ چک مبادله می‌کند در یک محاسبه سرانگشتی بر اساس برگشت روزانه ۱۶ هزار چک به این نتیجه می‌رسیم که هر روز ۶۴۰ بنگاه توانایی پرداخت چک‌های خود را ندارند. اگر دوباره فرض کنیم که روزانه ۱۰ درصد از این بنگاه‌ها در فهرست ورشکستگی قرار می‌گیرند، سالانه ۲۳ هزار و ۴۰ بنگاه ورشکست می‌شوند. در این حالت باز تولید ناخالص داخلی دچار تنگی نفس می‌شود.

حالا در این شرایط ‌ای کاش یک‌بار معماران اقتصاد دولتی می‌گفتند که چگونه رشد اقتصادی ۱۰ درصد محقق شده است؟ این داستان بسیار عجیب است؛ باور کنید.

علی دهقان از: شرق

----

دبير انجمن صنفی کارخانه های قند و شکر ايران: فاجعه ديگری در راه است

۱۳۹۰/۰۴/۲۱

بهمن دانايی، دبير انجمن صنفی کارخانه های قند و شکر در واکنش به کاهش واردات هشدار داده که توليد کنندگان شکر «در انتظار فاجعه ديگری باشند» چرا که «با کاهش تعرفه واردات شکر ، نمی توان کمتر از سه ماه ديگر شکر را وارد کرد زيرا مراحل ثبت واردات، گشايش ارزی، حمل و نقل شکر به بنادر ايران دست کم ۹۰ روز زمان نياز دارد و برای حل مشکل فعلی به کار نمی آيد.»

به گزارش خبرگزاری کار ايران، ايلنا، آقای دانايی روز سه شنبه گفت: «:‌تا زمانی که شکر توليد داخل به بازار عرضه می شد قيمت هر کيلو شکر کمتر از ۱۲۰۰ تومان بود و با تمام شدن موجودی انبار کارخانه ها، دلالان و واسطه ها بازار را در اختيار گرفته و به افزايش قيمت شکر دامن زده و می زنند.»

وی همچنين گفته که «کاهش تعرفه واردات شکر در بدترين زمان انجام شده» چرا که در حال حاضر فقط ۵۰۰ هزار تن شکر در انبارهای دولت وجود دارد که به اندازه مصرف ماه های آينده کشور است.

بهمن دانايی افزود: «اين اتفاقی است که متأسفانه هر سال در همين ايام رخ می دهد و کاهش تعرفه زمانی انجام می شود که شکر وارداتی با قيمت های پايين با عرضه شکر داخلی همزمان خواهد شد. اين اتفاق در سال ۱۳۸۵ رخ داد و شکر توليد داخل به کمترين ميزان رسيد و نبايد اين حادثه دوباره تکرار شود. ما به دولت هشدار داديم که در فاصله زمانی که عرضه شکر کارخانه های داخلی تمام می شود و تا زمان بهره برداری سال جديد شکری که تحت عنوان ذخيره احتياطی در انبار دارد را برای جلوگيری از افزايش قيمت شکر عرضه کند.»

وی گفته است: «در سال ۱۳۸۹ و در شرايطی که کارخانه ها هر کيلو گرم شکر را ۸۷۵ تومان عرضه کردند گروهی از دلالان شکر را از کارخانه ها خريداری و با قيمت های بسيار بالاتر صادر کردند و ما به دولت هشدار داديم که اين کار احتمالاً با هدف کاهش شکر در بازار در تابستان انجام می شود که متأسفانه اين هشدار ناديده گرفته شد.»

دبير انجمن صنفی کارخانه های قند و شکر همچنين گفت: «برای تأمين و توزيع شکر در بازار می توان بخشی از شکر خريداری شده دولت را به بازار عرضه کرد و به نظر ما، شکری که در روزهای اخير در بنادر تخليه شده و يا در حال تخليه است نيز می تواند به تعديل قيمت شکر کمک کند.»

از: راديوفردا

----

عربستان در تلاش برای پر کردن خلاء نفت خام ايران در بازار هند

۱۳۹۰/۰۴/۲۱

خبرگزاری «بلومبرگ» از قول دو منبع مطلع از مذاکرات اخير بين عربستان سعودی و شرکت های انرژی در هند می نويسد که عربستان در تلاش است تا از بروز اختلافات و مشکلات اخير در پرداخت نفت صادراتی ايران به هند بهره برداری کرده و حجم بيشتری از نفت خام را به هند صادر کند.

 
مشکلات مربوط به پرداخت خريد نفت ايران توسط شرکت های هندی پس از ماه ها هنوز ادامه دارد. دولت هند در اوايل ماه آوريل تحت تاثير تحريم های بين المللی عليه ايران تصميم گرفت که انتقال اين پول از طريق شبکه بانکی آلمان را متوقف کند. مقامات وزارت نفت ايران روز سوم ژوئيه به برخی از شرکت های نفتی هند در مورد تاخير در پرداخت ها هشدار دادند. به گفته وزارت نفت ايران، شرکت های هندی حدود ۲ ميليارد دلار به ايران بدهکارند.
 
کارشناسان امور انرژی می گويند پيشنهاد عربستان برای تامين نفت هند، درست مثل تلاش های اين کشور برای صدور نفت خام بيشتر به چين در راستای سياست های آمريکاست که قصد دارد ميزان فروش نفت ايران و در نتيجه درآمد ارزی تهران را کاهش دهد.
 
روز هشتم ماه ژوئن پس از پايان جلسه اعضای اوپک که در آن تصميم گرفته شد ميزان توليد اعضا افزايش نيابد، وزير نفت عربستان سعودی اعلام کرد که اين کشور حاضر است به طور يکجانبه نيازهای اضافی مشتريان نفت خام را تامين کند. در اين اجلاس اوپک کشورهايی نظير ايران، ونزوئلا، الجزاير، ليبی و آنگولا با پيشنهاد عربستان سعودی برای افزايش توليد اوپک که مورد حمايت کويت و امارات متحده عربی بود، مخالفت کردند.
 
خبرگزاری «بلومبرگ» ازقول مقامات دولت ايران می نويسد که اين کشور بايد مراقب گسترش حوزه صادرات نفت عربستان سعودی باشد چون رياض در پی جذب مشتريان قديمی ايران در جنوب آسيا است. همزمان مقامات وزارت نفت ايران هفته گذشته اخبار تاييد نشده درمورد احتمال قطع صادرات نفت به هند را تکذيب کرده و اعلام کردند که با وجود مشکلات مربوط به پرداخت معاملات با شرکت های هندی ادامه خواهد يافت.
 
برخی از کارشناسان امور استراتژيک در خاورميانه می گويند که با توجه به تشديد تنش در روابط ايران و عربستان و اوضاع حاد در کشورهای عربی شايد حکومت عربستان با احتياط بيشتری عمل کرده و از تحريک ايران پرهيز کند. ولی در هر صورت احتمال ربودن بازار فروش نفت ايران همواره ابزاری است که حکومت عربستان می تواند از آن عليه منافع ايران استفاده کند.

از: راديوفردا

 

 
 

بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام 

 

ارسال به: Balatarin بالاترین :: Donbaleh دنباله :: Twitthis تویتر :: Facebook فیس بوک :: Addthis to other دیگران